شمس سراج عفيف
252
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )
تمام خلق شهر با بيرقهاي لطيف و اسبابهاي شريف چون اصحاب ظريف استقبال كردند - در دهلي قبها بستند - بانواع آراستند در ميان خلائق جهان شاديء عام شد - و خلق از اطراف و اكناف جهان براي تماشا ميآمدند - و لطافت ميگرفتند - در زير هر قبه الوان نعمت بيشمار انبار « 2 » كرده بودند از جنس طعام و شراب و تنبول و ميوه از هرجنس تر و خشك - هركه براي تماشا ميآمد الوان نعمت مىخورد - هيچكسى را منعى نبود - جمله عالم در مقامات خرمي و درجات بيغمي آسود - در خانه جشنها آغاز شد - زيراچه خلائق مسكين بعد از ديدن محنتهاي فراوان و مشقتهاي بىپايان در خانهاي خود آمده - و با عزيزان و دوستان خود ملاقات كرده سبحان الله هركه ازان مهم سلامت در خانه آمد در خانهاي ايشان شادي و هركه دران مشقتها و محنتها سر در كونجيرن نهاده و جان به حضرت جانده داده در خانهاي ايشان ماتم - در بعضي خانها سرود - و در بعضى خانها گريه و زاري - چون حضرت فيروز شاه اين افواه از خلائق شنيد آب از چشم گردانيد - و بر دستور فرمود « 3 » كه بيچاره خلق بعضى از ايشان سرگردان سر دران كونچيرن نهادند - و اسباب و املاك بباد دادند - امروز در خانهاي ايشان گريه و زاريست - اگر در تهته رفته نميشد به ميبود - اين خلائق را اينروز ره نمينمود - بر خانجهان فرمان خسرو جهان شد - هركه با ما در مهم تهته بود و دران
--> ( 2 ن ) ايثار * ( 3 ن ) ميفرمود *